دانستني هاي جالب در مورد عدد 7

soheil_senator
09-03-2008, 19:43
:)

مقاله*اي در مورد راز*هاي عدد هفت در اسطوره*ها و فرهنگ*هاي ملل مختلف و دانستني*هايي عجيب راجع به اين عدد
از زمان*های بسیار قدیم عدد هفت عدد محبوب بسیاری از اقوام و مخصوص اقوام شرقی بوده است. این عدد همواره از تقدسی خاص برخوردار بوده و نشانه*ای از یک نظم کامل یا دورهکامل است، حتی گفته می*شود که این عدد به کمال روح و ماده اشاره دارد و هر جا که لازم بوده، نشانه*ای حاکی از یک کمال مقدس و قابل احترام یا مجموعه*ای بدون نقص ذکر شود، از این عدد سحر آمیز استفاده می*کردند. شاید این جنبه ماوراء*الطبیعی از زمانی به عدد هفت نسبت داده*شده که به وجود بعضی از پدیده*های طبیعی با همین شمار پی بردند. مثل هفت رنگ اصلی یا هفت سیاره که سومری*ها آن*ها را کشف کردند و به صورت ارباب انواع پرستش نمودند، از آن پس بود که توجه سایر اقوام را جلب کرد. تقسیم سال به دوازده ماه قمری و تقسیم هر ماه به چهار هفته و هفته به هفت روز که به شمار همان سیارات هفت*گانه است، یکی از آثار این تفکر در دانشمندان کلده است. بعد*ها این تقسیم*بندی به سایر ملل و از جمله ایرانیان هم منتقل شد که قبلاً ماه*های خود را فقط به سی روز تقسیم می*کردند. کلمه شنبه یاد گاری از کلمه آرامی شیات یا کلمه اکدی شباتو است. گذشته از این در بناهائی که در آن دوره ساخته می*شد سعی می*گردید تا عدد هفت به نحوی رعایت شود، مثلاً باغ*های معلق بابل منسوب به بخت النثر که خود یکی از عجایب هفت*گانه جهان است، در هفته طبقه ساخته شده*بود و معابد کلده آشور به صورتی ساخته می*شد که گویی هفت سکو را که یکی از دیگری کوچک*تر است بر روی هم چیده*باشند، و هر طبقه از آنان به یکی از سیارات منسوب بود و به رنگ مخصوص آن سیاره نیز رنگ*آمیزی می*شد. نا گفته نماند که بنای آرامگاه کورش نیز دارای یک چنین ساختمان با همان هفت طبقه است و چنان*که در تاریخ هردوتس آمده، دیاکو، پادشاه مادر هگمتانه یا همدان کوشکی ساخت که دارای هفت حصار بود که به ترتیب هر دیوار از دیوار پیشین خود بلند*تر بود به طوری که آخرین دیوار که در داخل قرار می*گرفت از همه بلند*تر و کاخ شاهی و گنجینه او در آن*جا بود. کنگره*های هر دیوار به رنگی مزین بود، کنگره*های اولین دیوار بیرونی سفید، دومی سیاه، سومی سرخ، چهارمی آبی پنجمی نارنجی، ششمی نقره ای و هفتمی طلائی و این همان رنگ*هایی بود که در بابل به عنوان علامت سیارات سبعه شناخته می*شد. پس از آن که سیارات هفت*گانه کشف شدند، عدد هفت در احکام نجومی هم وارد گردید به طوری که برای جهان هفت دوره قائل شدند که هر دور هزار سال تعلق به یکی از آن هفت سیاره داشت و پس از دوره*ی هزار ساله یک سیاره دوره هزار ساله سیاره دیگر آغاز می*شد (بعضی*ها هم عقیده داشتند که دور هر سیاره هفت هزار سال است.) و عقیده داشتند که پس از اتمام شدن این ادوار قیامت فرا می*رسد.
کیمیا*گران هم هر یک از هفت فلز اصلی را که می*شناختند یه یکی از آن سیاره های هفتگانه نسبت می*دادند
طلا به آفتاب
نقره به ماه
از زیز به مشتری
مس به زهره
سرب به زحل
آهن به مریخ
جیوه به عطارد
احترامی که آن اقوام برای عدد هفت قائل بودند همچنان بر جای ماند و به نسل*های بعدی خود و به اقوام سرزمین*های دور و نزدیک دیگر رسید، وارد کتاب*ها ، آیین*ها و ادیان شد. تا امروز هم که در فولوکور*ها دیده می*شود، بر جای خود باقی است.
در سفر پیداش آمده*است که خداوند جهان را در شش روز و در روز هفتم از کار*های خود آرام گرفت.
خداوند روز هفتم را مبارک خواند و آن را تقدیس نمود.
در تورات آمده*است که جانورانی که با نوح سوار کشتی شدند، هفت*هفت بودند و همچنین عدد هفت چندین بار به عنوان عدد تام و کامل آمده است.
فرعون در خواب خویش هفت گاو لاغر و هفت گاو فربه و هفت سنبله خشک و هفت سنبله تر را دید و سال*های قحطی و فراوانی هم که فرا رسیده هر یک هفت سال بود.
قوم یهود در روز هفتم هفته سال هفتم جمع می*شوند و سال یوییل عبارت است از هفت سال
بسیاری هفت*های،مثل قائل شدن هفت فرشته در برابر سیارات هفت*گانه و . . . در آئین مسیحی نیز عدد هفت داری احترام است.
یوحنای لاهوتی در مکافات خود به عفت کلیسا خطاب کرده و در رویای خود هفت روح و هفت مهر و هفت صورت و برده*ای با هفت شاخ و هفت چشم و هفت پیاله زرین و هفت بلا و هفت فرشته دیده که در حضور خدا ایستاده*اند.
در انجیل نیز از هفت روح پلید سخن گفته می*شود و کاتولیک*ها به هفت نوع مناسک، هفت گناه اصلی فراگیر توبه، هفت اندوه و هفت شادی و هفت معتقدند.
قرقه*هایی نیز در شیعه وجود دارند که معتقد به هفت امامند و در حقیقت هفت*امامی هستند و مثل اسماعیلی که امامت را بعد از امام جعفر صادق به پسرش اسماعیل ختم می*کنند و این به علت احترامی است که برای عدد هفت قائل بودند و طبقات زمین و آسمان و تعداد اندام*های انسان و تعداد ائمه را هم هفت می*دانستند.
در آئین زرتشتی هم احترام و توجه به عدد هفت مشاهده می*شود که مشخص*ترین مورد آن هفت امشاسپند یا هفت صفت هرمز یا هفت فرشته مقرب هستند.
آن*ها عبارتند از بهمن، اردیبهشت، شهریور،خرداد، امرداد،سپندارمذ که با سپنتامئینو یا اهورا*مزدا که در راس آن*ها قرار می*گیرد که مجموعه هفت عضوی اهریمنی از نیرو*های شر هم وجود دارند که در راس آن*ها گاهی اهریمن و گاهی ائشمه (دیو خشم) قرار می*گیرند. یکی از قدیمی*ترین بخش*های اوستا (هتین هائینی ) هفت فصل دارد.
در آئین مانوی هفت ایزد وجود دارد که مانند هفت امشاسپند زرتشتی اند.
در آئین مهر هفت مقام تقدس وجود داشته که برای دخول به هر یک غسل خاصی لازم بوده است.
در متون کهن، جهان به هفت اقلیم تقسیم می*شود. این هفت اقلیم هفت کوه و هفت دریا را در روی زمین فرض می*کردند. این هفت کوه در معجم البلدان چنین تعریف شده :
اولین کوه قاف: گویند پانصد فرسنگ بالا دارد و بیشتر آن در میان آب است و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد، شعاع آن سبز می*نماید و چون منعکس گردد کبود،گویند عنقا (سیمرغ) بر آن آشیان دارد.
گویند فرشته*ای را بر کوه قاف موکل است تا آمر آید که تارک و بیخ آن کوه مطلوب را بجنباند و در آن زمین زلزله افکند. البرز را بدین اسم می*دانند.
و برخی دیگر اعتقاد دارند این کوه بر گرد عالم بر آمده و بلندی او قریب فلک رسیده و جرمش از زمرد است و کبودی هوا را از انعکاس کوه است.
دومین کوه دماوند: کوهی بسیار مرتفع از سلسله جبال البرز که همیشه از برف پوشیده و در شاهنامه آمده که فریدون به امر سروش، ضحاک مار دوش را آنجا زندانی کرده و اصل آن دنیا آوند است یعنی ظرف دنیا ارتفاع آن پنج هزار هشت صد گز است و بین ری و طبرستان واقع شده است.
سومین کوه سراندیب:نام دیگر آن سیمهلدیپ [1] نام کوهی است مشهور، که حضرت آدم از بهشت به آنجا فرود آمد و از انگشت پا تا پاشنه آن هفتاد گز است.
چهارمین کوه گلستان: در آن جا گل*های خودرو و خوش*بو رشد می*کند. این کوه در طوس است.
پنجم کوه ورن در بلاد مغرب.
هفتم کوه چین.
فردوسی نیز در داستان هفت خان رستم نام هفت کوه را آورده:
گذر کرد بابد ابر هفت کوه ز دیوان به هر جا گروه گروه
همچین گفته می*شود که بر گرد هر یک از آن هفت کوه دریائی هست. به این ترتیب معتقد بودند که تعداد دریاهای عالم هم هفت است. نام این هفت دریا در کتاب*های مختلف با یکدیگر متفاوت است ولی به هر حال شمار آن*ها هفت است.
همچنین ضرب المثل است: برای پاکیزگی چیزی باید هفت بار آن را شست.
عدد هفت چنان با داستان*ها و افسانه های ایرانی آمیخته شده که کمتر افسانه*ای وجود دارد که در جائی از آن به عدد هفت بر*نخوریم و یا حداقل داستان با هفت شبانه روز جشن به پایان نرسد. معمولا قهرمان داستان هفت خواهر یا برادر دارد یا مثل سندباد هفت سفر برای او پیش می*آید. داستان*های شاهنامه هم خالی از عدد هفت نیستند، فردوسی بر آن که قدرت و حقانیت قهرمانش را ثابت کند هفت خان یا هفت منزلگاه او را از خطر می*گذاراند و پادشاهان بزرگ داستان*هایش را پادشاه هفت کشور می*خواند. عدد هفت در فرهنگ عامه هم محل خاص خود را دارد که مشهور*ترین هفت آن سفره هفت*سین است که همه با آن آشنا هستند که بازمانده رسمی قدیمی*تر است، که هفت شین داشت.
هفت قلم آرایش کردن زنان که کنایه از آرایش کامل زنان است.
در هفت پیکر نظامی نام هفت آتشکده را داریم:
آذر مهر: نام آتشکده نخستین و ظاهرا اصل آن آذربرزین مهر است.
آذر نوش: نام دیگر آن نوش*آذر است که دومین آتشکده است.
آذربهرام:نام سومین آتشکده که در همدان بوده و حال ویران شده است.
آذرآینن: نام آتشکده چهارم که آن را آذر آبتین نیز می*خوانند.
آذخرین :پنجمین آتشکده که نام درست آن آذر خرداد است.
آذربرزین: آتشکده شش، آن را یکی از خلفای زرتشت ساخته است. گویند روزی کیخسرو سوار بر اسب ناگهان صدای رعدی می*شوند و چنان بود که کیخسرو خود را از ترس برانداخت و آن آتش بر زین اسب فرود آمد و زین افروخته شد، دیگر نگذاشتند آن آتش فرو نشنید و در آن جا آتشکده ساخته و آن را آذر برزین نام نهادند.
آذزرتشت: اذرزَردهُشت. هفتمین و آخرین آتشکده بزرگ پارسیان یکی از سه آتش مقدس حافظ جهان و نام آتشکده گشتاسب در بلخ بوده که اسکندر آن را خراب کرده است و گنج*ها را برداشته است، و دقیقی در گشتاسب*نامه آورده، تورانی به از وضع ایران مطلع می*شوند و به ایران حمله می*کنند در این زمان اسفندیار به فرمان گشتاسب در بند بوده و گشتاسب در بزم و فقط لهراسب پدر گشتاسب در شهر بوده که با مردم از شهر دفاع می*کند ولی به علت پیری شسکت می*خورد و کشته می*شود و تورانی*ها آتشکده را ویران سر پرستش گران را هم از تن جدا می*کنند که گویند زرتشت میان آن ها بوده است.

EZ Archive Ads Plugin for vBulletin Copyright 2006 Computer Help Forum